باور کن...

 

من هرگز نخواستم که از عشق افسانه ای بیافرینم . باور کن ! من

 میخواستم که با دوست داشتن زندگی کنم - کودکانه و ساده و

 روستایی .

 

من از دوست داشتن فقط لحظه ها را میخو استم .

آن لحظه هایی که تو را به نام می نامیدم .

من برای گریستن نبود که خو اندم من آواز را برای پر کردن لحظه های

 سکوت می خواستم .

 

من هرگز نمیخواستم از عشق برجی بیافرینم مه الود و غمناک با پنجره

 های مسدود وتاریک .....!

/ 2 نظر / 12 بازدید
آب تنی

میخواستم بگویم زیبا بود ولی شاید پر غصه واژه ای بهتر باشد

نگاه سرد

زیبا[گل]